محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 232
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
با شما چنين كارى وظلمى كرده باشد ! پس خدا ساق پاى خود را بيرون آورد ، ولتّه « 1 » از روى زخم بردارد پس چرك و خون از آن روان گردد ، چون اهل محشر اين حال را مشاهده كنند همگى به گريه وزارى شوند و از براى خدا به سجده روند ، و به اين اشاره نموده است بقولش در سورهء « ن » ( يَوْمَيُكْشَفْ عَنْ ساقٍوَيُدْعَوْنَ الَى السُّجُود « 2 » ) يعنىروزى كه گشوده مىشود از ساق پا وخوانده مىشوند مردم به سجدهء خدا ، چون فاطمه اين مقدّمه را بيند راضى شود ، پس حسين را حاضر سازند و با يزيد صلح دهند ، و دست همديگر را گرفته داخل بهشت شوند . و ديگر حديث شيخ علاء الدّولهء سمنانى صوفى كه به اين مضمونگفته كه : از حضرت صادق عليه السلام در تفسير قول حق تعالى ( تَبْصِرة وَذِكْرى لكُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ « 3 » ) در سورهء « ق » منقول است كه فرموده : « هر كه توبه وانابه كرد بينا شد ، و هر كه بينا شد عارف گشت ، و هر كه عارف گشت طلب كرد ، وهركه طلب كرد يافت ، و هر كه يافت و اصل شد ، و هر كه و اصل شد متّصل شد ، و هر كه متّصل شد دوست داشت ، و هر كه دوست داشت شايق گشت ، و هر كه شايق
--> ( 1 ) - پارچهاى كه روى زخم بندند . ( 2 ) - القلم : 42 . ( 3 ) - ق : 50 .